جعفر شهرى باف

97

طهران قديم ( فارسى )

ديگر بيكاره‌ها و ولگردان كه پاگردها و پاشيرهاى آنها را پناهگاه و استراحت‌گاههاى تابستانى خود كه خنك و آسوده بود ميساختند و قمار و عرق‌خورى و كارهاى مانند آن در آن انجام ميدادند و بعد از آن اراذلى كه آنها را خلوتگاه امور پليد ميساختند و پس از آنها كوچه‌گردان و بيخانمان‌هائى كه آن را مستراح و وسيله اخراج دانسته خود را در آن تخليه ميكردند . از اين‌رو پله‌ها و پاگردها و پاشيرها و چاله پاشيرهاى آنها هميشه آغشته بانواع كثافات و پليدى و مدفوع شل و سفت گوناگون بود ، تا آنجا كه نه تنها استفاده ، بلكه دخول و خروج به آن را دشوار مينمود ، مخصوصا چاله شيرهاى آنها كه غالبا در اثر گرفتگى مجرا و تنبوشه كه با همين نجاسات ، همراه تكه كوزه شكسته‌ها مسدود گشته بود ، نشيمن خلاى پر شده را مينمود ، كه غالبا بدنه و ته سطل و خيك و كوزه‌ها را ملوّث ميگردانيد ، در حدى كه بايد در رسيدن به خانه و حوض آب اول ته و پشت آنها را شسته تميز بكنند ! در اين صورت از سفارشات به بچه‌ها در آب آوردن بود كه چشمشان را باز كرده پا در كثافات پله‌ها نگذارند . پا را سفت گذارده مواظب باشند سر نخورده خود را كثيف ننمايند . تا چند نفر نشده‌اند و زن و پيرمرد و بزرگترى قاطيشان نباشند بپاشير نروند ، و تربيت‌شدگانشان اين سفارش كه بول و غايط در پاشير نريخته نيفكنند . همچنين از ثواب‌ها بود كه براى اطفالى كه كوزه‌هايشان در آب‌انبار شكسته گريه و تشويش ميكردند كوزه خريده بدستشان بدهند . دنبالشان به راه افتاده پيش استاد و پدر و مادر واسطه و ضامنشان بشوند . تا رفتن و برگشتن بچه‌هائى كه ميترسيدند بالاى آب‌انبار ايستاده با گفتن ( من اينجا هستم نترس ) دلشان بدهند . آنهائى را كه با نامطمئنى بپاشير ميرفتند حراست بكنند ، و ديگر خريدن چراغ و قرار نفت براى پاشيرهاى آب‌انبارها و گذاشتن در و گماردن مستحفظ و قبول خرج نظافت آن كه اهل خير و صواب به آن دست ميزدند . رنگرز و شاه عباس غير از اين مثل كه ( كوزه در راه آب‌انبار ميشكند ) و ( صد كوزهء نو ميشكند تا يك كهنه بشكند ) كنايه‌اى هم داشتند كه ( خدا بآب‌انبار كورى دچارت نكند ) و مأخذ آن از داستانى بود كه از شاه عباس و رنگرز ميآوردند : شاه عباس كه براى جاسوسى لباس درويشى ميپوشيد « 78 » نيم‌شب زمستانى با همين

--> ( 78 ) . دو چيز از شاه عباس مانده بود ، يكى تعظيم مشاهد متبركه و بوجود آوردن بقاع و زيارتگاهها به اسم امامزاده در هر شهر و ده و قصبه تا مردم راه خارج نگرفته پول خود را در داخل خرج كنند تا آنجا كه شبيه كعبه را نيز در اصفهان و شيراز بوجود آورده دستور داده بود حج خود در آنها بجا آورند ، و ديگر تشكيل فرقه‌ها و خانقاهها و جمعيت‌هاى دراويش و قلندران كه برايش جاسوسى كرده ، خود نيز بتواند با ملبس شدن به لباس ايشان در ميان مردم آمده تفحص وضع مملكت و موافقين و مخالفين خود بكند .